رسیدن به آسمایی : 23.10.2008؛ تاریخ نشر در آسمایی : 23.10.2008

جاوید فرهاد

دریافت های چندگانه از شعر

رویکرد نگرش مخاطب ، با توجه به دریافت ها و قرائت های چندگانه اش از متن در حوزه های فلسفی ، جامعه شناسی ، زیبایی شناختی و به ویژه ادبیات ، از موارد مهم دانسته می شود .

از دیدگاه هر منوتیک نیز ، قرائت های متعدد از متن - مبتنی بر درک و پنداشت مخاطب - از روش های مهمی است که باید به صورت جدی به آن توجه شود تا متن بتواند از تعبیر تک فردی بیرون شده و به دریافت های چندگانه و چندگونه برسد .

این نگرش هر منوتیکی ، افزون بر آن که در فرایند درک و تعبیر، ما را با دیدگاه ها و پنداشت های متفاوت و متضاد آشنا می سازد ، راه را برای نقد متن در گستره ی وسیع باز می کند و ظرفیت نگرش نقادانه در نفس متقد را وسعت می دهد .

شعر نیز با توجه بر جنبه های هنریش ، متنی است که در حوزه ی دید هرمنوتیک با دریافت های چندگانه با آن برخورد می شود . این جنبه های هنری ( هم به لحاظ صوری و هم به لحاض درونی ) با ذوق ، احساس ، سلیقه و عاطفه ی مخاطب رابطه دارد ، از این رو برخورد مخاطب با شعر به عنوان متن ( به لحاظ هرمنوتیک ) با متن های غیر هنری به ویژه علمی و فلسفی تفاوت دارد ، زیرا متن های ادبی به ویژه شعر از آن جایی که رابطه ی عاطفی احساسی با مخاطب دارند ، قرائت ها و دریافت های چندگانه از آن هم ،مبتنی بر داشتن ظرفیت دیدهنری و ایجاد رابطه ی عاطفی احساسی با شعر است ، در حالی که در دریافت از مقوله های علمی و فلسفی( و یا هم علمی- فلسفی) رابطه ی مخاطب با متن ، رابطه ی عاطفی و احساسی نیست .

متن های ادبی فلسفی با توجه به داشتن جنبه های نگرش فلسفی ، آمیزه ی از نگرش فلسفی در لایه ای از عاطفه است که به هر حال ، تا حدی رگه های نگرش فلسفی در آن بادریافت های چندگانه ی عاطفی احساسی می تواند ارائه شود .

با آن که بحث درباره ی دریافت های هرمنوتیک از متن و ایجاد رابطه ی مخاطب با متن های علمی و فلسفی ، ادبی ، ادبی فلسفی وعلمی فلسفی دچار پیچیده گی و ابهام شد ، می خواهم بحث در باره ی شعر و دریافت چندگانه ازآن را پی بگیرم .

شعر مقوله ای است که با ذوق وداشتن ظرفیت های مبتنی بر دید هنری رابطه دارد . هر انسان ، با توجه به نوع نگاه منحصر به خودش ، ذوق و سلیقه ی خود را در فرایند درک ( یاحس) هنری دارد . به گونه ی مثال: غروب حالتیست که اتفاق می افتد ، اما نگاه هر انسان با توجه به میزان درکش از غروب، متفاوت است . شاید فردی با دیدن غروب احساس لذت کند و شاید هم فرد دگیری احساس دلتنگی و اندوه و شاید هم برای فرد سومی ، تداعی کننده نوعی حالت عاشقانه باشد ، به هر صورت غروب یک پدیده ی واحد است که با توجه نوع نگاه ما ، می تواند دریافت و قرائت چندگانه از آن ارائه شود .

رویکرد نگرش چندگانه ی مخاطب به شعر نیز ، بستگی به نحوه ی دید ما از شعر دارد . این که ما به حیث مخاطب ،چگونه دریافت را از شعر ، چند لایه ارائه می کنیم ، وابسته به سلیقه ، ذوق ، عاطفه ، احساس ، ظرفیت داشتن دید هنری و نوع نگاه ما به شعر است .

برای نمونه ،شعری می آورم:

در این غفلت سرا ، عرفان ما هم تازه گی دارد "

سرا پا مغز دانش گشتن و چیزی نفهمیدن "

بیدل

از دید متعارف ، مفهوم فشرده ی بیت را این گونه می توان بیان کرد : در این دنیا ،به هر میزانی که معرفت ( آگاهی) انسان افزایش می یابد ، به همان اندازه به این نتیجه انسان دست می یابد که از مجموعه ی معرفت هستی ، چیزی نمی فهمد و به نحوی با رسیدن به دانایی، به میزان نادانی خود اگاه می شود ، اما شاید فرد دیگری بر بنیاد نگرش ویژه ، دریافت و قرائت برتر ازآن چه ارائه شد را مطرح نماید و ژرفتر ازان چه گفته شد را بگوید و یا هم شاید، به تعبیر و تفسیر اشارات و تشبیهات نمادین و فلسفی آن بپردازد .

با استناد بر این مساله ، می بینیم که از دید هرمنوتیک ، شعر به حیث یک مقوله ی متنی و به سبب ایجاد رابطه ی مخاطب با متن ، می تواند با دریافت ها و قرائت های چندگانه ارائه شود ، اما در پاره ای از موارد و به دلیل نا آشنایی برخی ها از مساله هرمنوتیک شماری با سماجت و یکدنده گی می خواهند ، دریافت های خودشان را از شعر بر دیگران بقبولانند و با نوعی تحمیل آراء، به قرائت و دریافت خود ارجحیث بدهند .

وقتی شعر ، پس از مرحله ی آفرینش به مخاطب می رسد ، آفریننده ی اثر حق ندارد ، تاملات و دریافت هایش را با جبربه مخاطب تحمیل کند ، باآن که مخاطب از طریق آفرینش با آفرینشگر رابطه ایجاد می کند ، اما این رابطه ، گونه ی اشتراکی دارد برای درک وحس فریاد مشترک. بحث تحمیل سلیقه و دیدگاه وجود ندارد . آفرینشگر در پشت آفرینش ایستاده است ، آن هم در هئیت یک نظاره کننده مطلق ، وحق تحمیل اراده ی او سلب است وحتا به تعبیر پست مدرینست ها در فرایند رابطه ی اثر با مخاطب " مرگ مولف" پیش می آید و اثر بدون رابطه ی مولف، شکل می گیرد .