رسیدن:  29.03.2014  ؛ نشر : 30.03.2014

شیما غفوری

 

عشق و نفرت


باید گریستن، ای طفل هموطن،
این چاپ دُره ها بر اندام نازکت،
نقشِ جهالت است که بیداد میکند
                     ***
باید گریستن ، ای دختر وطن
بر گوشها  صدایی  ازین تازیانه  ها
صد رابعه و طاهره   وانجمن ها *
از آن مغاک تلخ
وز گور قرن  ها، فریاد میکنند
تا زنده ای به گوش تو آواز میکنند.
ای شاهدخت ما،  باید گریستن
در بند مرد جاهل نادان گریستن

                     ***

بازار این وطن محبت نمی دهد
این امتعه به قیمت نفرت نمیخرد
اینجا ضمیرها ز نفرت رُسته اند
در جویبار دل
وافر، کینه بغض و قساوت شناورند
محکم ستاده باش
ای استوار قامتِ رعنای زندگی
                     ***
ایمان تو رفیع تر از این لاشخوار هاست
کین قامت لطیف تو  بهتر ز کهنه هاست
زیرا خدای تو
از عشق آفرید جهان و زمانه را
این دُره بازیها  ز نفرت مثال هاست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* - رابعه  منظور از رابعه بلخی دختر کعب است: که بدست برادرش حارث در حمام رگهایش بریده شد وبتدریج عذاب کُش گردید.  هنگام مرگ  حدود 30 سال داشت. اولین قربانی علنی زن در راه  خواسته های برحق زنان  که خود تاریخ گردید.
 
- طاهره :
طاهره بزرگ  مشهور به چشم سیاه قرة العين زنیکه در راه آزادی زنان کشته شد و مرده اش را در چاهی انداختند و چاه ر ا پـُر از سنگ ساختند.  با وجودی که آثار او را نابود کردند ولی چند پارچه شعری که از او باقی مانده  است  در فصاحت و بلاغت کمتر از اشعار حافظ وعطار و مولانا نیست این خانم بزرگ در ادبیات یکی از  نادره  ها ی زبان دری محسوب میشود. هنگام مرگ فقط  36  سال داشت . نمونه شعر او:
 
خال بکنج لب یکی ، طرّۀ مشک فام دو
وای به حال مُرغ دل ، دانه یکی و دام دو

محتسب است و شیخ و من ، صُحبت عشق در میان
از چه کنم مجابشان ، پخته یکی و خام دو....
 
- نادیا انجمن دخت با کرامت و شاعر چیره دست کشور که در بسیار جوانی برای آزادی زنان آگاهانه از نقد جانش  دریغ نکرد  و قربانی خشونت مرد سالاری گردید. در هنگام مرگ این شاهدخت  فقط 25  سال داشت.
نیست شوقی  که زبان باز کنم، از چه بخوانم؟
من که منفور زمانم، چه بخوانم‌ چه نخوانم
چه بگویم سخن از شهد، که زهر است به کامم....
روح شان شاد باد