رسیدن به آسمایی:01.2008 .21 ؛ تاریخ نشر در آسمایی :01.2008 .21

خلاقيت در سينما، عمليهء فردي است!

گپ هايي از "ساتياجيت راي" فلمساز پرآوازه

منبع: مجلهء باليوود

گفت وگو: آنند ورماسوامي

ترجمه: جاويد فرهاد

ساتيا جيت راي" فلمساز مشهور و يکي از شخصيت هاي بر جسته در سينماي هند است. او به دليل ساخته هاي ژرف سينمايي مانند فلمهاي بي گمان" و شارولاتا" (1) شهرت و محبوبيت فرواواني کسب کرد و ديري نگذشت که با ساختن فلم بهاراتي Bharati" شخصيتش در حوزه هاي فراتر از هند نيز مطرح گرديد و اسمش بر سر زبانها افتاد.

"راي" به خاطر نگاه عميقش در سينما و شخصيت بر تري که دارد، براي بسياري از سينما گران، چهرهء جداب و دلپسند است. در زير گفت و گوي او را با مجلهء باليوود مي خوانيد.

"راي" صاحب، تجربهء تان از چندين سال کار در عرصهء سينماچيست؟

تجربهء من در سينما، تجربهء بيشتر ما هوي است. من به تجربه هايم در عرصهء سينما به حيث يک مجموعهء کهنه ای بر داشت ها و خاطره ها نگاه نمي کنم. تجربهء من در سينما هميشه تجربهء جديد است؛ يعني آنچه را که امروز مي آموزم و آن چه را که بايد براي فردا بياموزم. تجربهء من در قيد حيات است . هميشه يادمی گيرد و اگر ضرورت باشد- يافته هاي ديروز را به عنوان تجربهء ديروز- فراموش مي کند و تجربه هاي ديگري را به جاي آن فرا مي گيرد. تجربهء من در عرصهء سينما، ياد گيري داده هاي امروز از " آنچه هست" و از " آنچه که بايد باشد" است، بيشتر از اين چيزي نميدانم.

به مسأله خلاقيت در سينما چگونه مي انديشيد، آيا خلاقيت توجيهي براي ارائه بهتر فرآورده هاي سينمايي پنداشته مي شود؟

در مورد خلاقيت گپ هاي بسياري گفته شده است؛ ولي من خلاقيت را يک عمل فردي وبسيار هم شخصي- مي دانم. مثل ديگران به اين با ور نيستم که مي گويند خلاقيت يک عمليهء دسته جمعي است و در مشوره و گفت و گو و تفاهم با يکديگر مي تواند شکل بگيرد. خلاقتيت عمل ذهني و فردي است که با نوعي شهود و کشف عارفانه همراه است و هيچ گاه تصميمگيري هاي جمعي در ايجاد آن، دخالت ندارد. عمل جمعي در برابر خلاقتيت مي تواند، پیرايش بيشتري به آن ببخشد و برای تکميل اين عمليه ، موثر واقع شود؛ اما تصور اين مسأله هر گز به معناي دخالت در امر خلاقيت نيست. اين مشخص است که ارزش خلاقيت در هر هنري و (به ويژه در سينما) بيشتر از همه چيز آن را قابل رؤيت مي سازد. وقتي مي گوييد "سينما" معناي آن با خلاقتيت گره مي خورد و هر گاه بر داشت تان از اين مسأله بر عکس باشد، مسلم است که محصول کار تان هر چيز مي تواند با شد، جز آفرينش هنری ( چه در عرصهء سينما و چه در عرصهء ساير هنر ها)

چگونه دست به ساختن فلم "شارولاتا" زديد، آيا انگيزهء درونیي شما را به اين کار واداشت؟

بلي در پشت انجام هر کار، انگيزهء دروني وجود دارد. بعد از خواندن آثار تا گور، سايهء او همواره مرا در هر جا تعقيب مي کرد. از سال ها پيش مي خواستم اگر روزي فرصت برايم ميسر گردد، فلمي در بارهء زنده گي " رابيندر نات تاگور" بسازم. در آغاز، اين مسأله به عنوان يک آروزي هميشه گي در ذهنم تداعي مي شد؛ ولي وقتي آثار را بيندر نات را خو اندم، اين آرزوبه يک احساس ژرف در درونم بدل شد. بعد هم فرصت مساعد شد و توانسم "شارولاتا" رابسازم.

عمده ترين مفهومي را که به نظر خود خواستيد در "شارولاتا" برجسته مطرح کنيد، کدام بود؟

هدف اول من از ساختن اين فلم، به تصوير کشيدن زواياي خصوصي زنده گي "گورودو (2) "تاگور" بود. با پژوهشي که در مورد او انجام دادم، متوجه بسياری از نماد هاي پررمزو راز در زنده گي خصوصي او شدم و در يافتم که براي معنا شکافي بيشتر اين نماد ها، نياز به فرور فتن در ژرفاي آن است.

به نظر شما، يکي از اين راز هاي سر به مُهرچه بود؟

اولين بار، هنگامي که نشر يه ی بنگالي "بهاراتي" به دستم رسيد و در آن زنده گي نامهء تا گور را خواندم ، رمز و راز هاي نا گفتهء زيادي را در بارهء زنده گي تا گور پيدا کردم . اين کشف ،اشتياق مرا به خاطر ساختن "شارولاتا بسيار ساخت. در بخشي از اين زنده گي نامه به زني بر مي خوريم به اسم کادام باري(3) زن برادر " تا گور" که در ساختن شخصيت شاعرانه و فيلسوفانهء او، تأثير به سزايي داشته است.

"شارولا تا" دقيقاً بيان کنندهء رابطه هاي عاطفي " رابيندرنات تاگور" با خانم برادرش است؛ اما با تکيه بر اين مسأله که هر گز اين برادر شوهر و زن برادر ، ارتباطي فراتر از پيوند هاي عاطفي با هم نداشته اند. "کادام باري" در اين فلم تأثيرش را در ذهن شاعر بر جسته نشان ميدهد و شارولاتا، تا پايانِ تصوير کنندهء حالات عاطفي اين دو شخصيت است.

محصولات سينمايي در دنياي امروز را چطور يافته ايد؟

مايهء خورسندي است که سينما در جهان امروز با تکنيک هاي مُدرن و تکنالوژي پيشرفته مجهز شده است. امروز نياز به زحمات کسل کننده در سينما نيست. تکنا لوژي پيشرفته ،همه سهولت ها را براي فلمسازي آماده کرده است. رشد سينما در هاليوود و در باليوود و در کليت تمام جهان، بسيار سريع و سر سام آور است؛ اما چيزي که با عث نگراني است، بحران مفهوم زدايي در سينماست. اين مفوم زدايي هم نا شي از جريان تجارت نا مشروع در هاليوود و بيشتر هم در باليوود است.

پانوشت:

1 "نام فلميست از "ساتياجيت راي"، در بارهء زنده گي را بيندرا نات تاگور.

2- گورودو= مرشد روحاني

3 "کادام باري" نام زن "جيوتير يندرانات"زن برادر " رابيندرانات که تا گور به وي لقب Hecate هکات يا "رب النوع شب" را داده بود.